لبخند خدا...

دو ماه با تو بودن...

عزیز مامان! الان دو ماهه که در وجودم داری نفس می کشی و رشد می کنی که من فقط دو هفته هستش که بودنتو فهمیدم وقتی میدونم هستی و داری رشد می کنی جونی تازه می گیرم خیلی خوشحالم که هستی روزها قرار گذاشتم سه تا سوره ی والعصر و سه تا سوره ی توحید رو حتما برات بخونم و بهت می گم تو هم تکرار کن. من و بابایی نذر کردیم که اگه خدا بهمون بچه بده اسمشو اگه پسر باشه بزاریم محمد علی و اگه دختر باشه بزاریم زهرا ، هر کدوم رو که خدا نصیبمون بکنه چه دختر و چه پسر از ته دل دوستت داریم و امیدواریم که زیر سایه ی حضرت محمد(ص) و حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) سالم و صالح بزرگ شی و کنیز و غلامشون باشی. ان شاالله که همه ی آرزومندا به آرزوهاشون برسن بخصوص او...
5 تير 1393

آش نذری

                                        بسم الله الرحمن الرحیم من چن وقت پیش یه امامزاده رفتم با پدر و مادر شوهرم که پسر موسی الکاظم بودند من تو اون امامزاده که روز شهادت امام موسی علیه السلام هم بود خیلی دعا کردم و ازشون خواستم که حاجتمو بدن گفتم اگه حاجتمو بدین میام همین جا یه دیگ آش درست می کنم و زائرات رو آش مهمون می کنم. نگو من اون موقع حاجت گرفته بودم و خبر نداشتم خلاصه وقتی فهمیدم خدا منو قابل مادر شدن دونسته به شوهرم گفتم من همچین نذری کردم اونم با خونوادش در میون گذاشت و روز شنبه همه ی موادشو آماده کردیم و یکشنبه به ...
2 تير 1393
1