لبخند خدا...

شروع غذای کمکی

پسرک مامان! ماه رمضون ک شروع شد بابایی از سوپی که برا خودمون درست کرده بودم به شما می داد و شما هم با اشتیاق تمام نوش جون می کردی. من هرچی به بابایی می گفتم بهش نده فایده ای نداشت، برا همین منم برات فرنی درست کردم که شما سر سفره ی افطار نوش جون کنی        از هفته ای آخر ماه رمضونم برات سوپ گذاشتم ولی معلومه مثل بابایی آش و سوپ رو خیلی دوست داری. چون موقع خوردن سوپ اینقده ملچ ملوچ میکنی که نگو.         ...
29 تير 1394

پایان پنج ماهگی

السلام علیک یا علی بن الحسین السلام علیکم و رحمة الله و برکاته   پسرکم! پنج ماهگی شما کامل شد و قدم در ماه ششم زندگی قشنگت گذاشته ای! این ماه، با بقیه ی ماه های زندگی ات خیلی تفاوت دارد پسرم! در این ماه به مادرت خواهم گفت، فواصل شیردهی ات را کمتر کند، مبادا کامت خشک شود و تشنگی ، کام نازکت را بیازارد... به مادرت خواهم گفت ، در این ماه ، لباس های نرم تری بپوشاندت، مبادا لباسی زبر، گلویت را بیازارد... در این ماه ، تو را بیشتر نزد خویشان و عمو و عمه هایت خواهم برد ، مبادا احساس تنهایی کنی... اصلا اجازه نخواهم داد تو را بر گهواره بنشانند ، مبادا غفلت کنیم، از گهواره به ز...
11 تير 1394

شیطونیای پسری

محمدم! کارایی که تو این پنج ماه یاد گرفتی رو برات به تصویر کشیدم گلم. خوردن شست پا تو غلت زدن ک ماهر شدی قربونت برم با بالشت و تشکتم بازی می کنی چند روزی هم هست تابتو درست کردیم و هر وقت توش میزاریمت خوابت می گیره ...
11 تير 1394
1