لبخند خدا...

دومین لبخند خدا

فاطمه جان! دوازده بهمن بود و از صبح رفتم دکتر و سونو گفتن ک بچه چرخیده و تاریخ زایمان رو 19 بهمن گفتن منم خوشحال بودم و با داداش محمد و بابایی رفتیم بازار برا تولد داداشی کیک و بادکنک و کادو خریدیم ک شب براش تولد بگیریم اومدیم خونه بعد ی ساعتی من راهی بیمارستان شدم و ساعت بیست و سه و پانزده دقیقه تو دنیا اومدی گل مامانی تولد تو و داداشی شد 12 بهمن 12 بهمن برا من و بابایی بهاری است پر از لبخند خدا تولدت مبارک   ...
29 فروردين 1396
1