لبخند خدا...

از شیر گرفتن پسری

1395/5/29 13:27
114 بازدید
اشتراک گذاری

پسر صبور مامان!

 

بخاطر وجود آبجی فاطمه مجبور شدم تو رو زودتر از شیر بگیرم.

خیلی میترسیدم چون تو خیلی وابسته ی شیر بودی و میترسیدم اذیت بشی، ولی برخلاف تصورم اصلا نه اذیت شدی و نه اذیت کردی.

پسر صبور مامان. 

حالا تاثیر اون همه والعصرایی که برات خوندم رو فهمیدم.

ان شاءالله که همیشه تو زندگیت صبور و موفق باشی گلم.

رفتیم خونه باباحاجی و اول شهریور که از دعای ندبه اومدیم تصمیم گرفتم دیگه بهت شیر ندم و ندادم.

شبش یه شیشه شیر بالا آماده کردم و برخلاف هرشب که بالغ بر شش بار بیدار می شدی برای شیر اون شب اصلا بیدار نشدی و تخت خوابیدی. صبح زود بیدار شدی و شیشه شیرتو خوردی و تا نه و نیم صبح که اصلا سابقه نداشتی خوابیدی.

خدا کمکمون کرد و تو خیلی راحت از شیر گرفته شدی.

خدایا شکرت که بچم اذیت نشد.

ببخشید مامانی اگه کم شیر خوردی ولی در عوض خدا بهمون دختر گلی هدیه داد.

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
صبا (مامان مهدیار)
30 مهر 95 23:37
سلام دوست عزیز تبریک میگم بهتون خیلی خوشحال شدم خدا بهتون ببخشه این دو موهبت عزیزو انشاالله بارداری سالمی رو پشت سر بذارید و دختر گلتون رو سالم و صالح در آغوش بگیرید من همیشه اینجا سر میزنم و با خوندن این مطلب خیلی ذوق کردم خداوند اجر صبوری هاتون رو به بهترین نحو داده انشاالله خدا خودش حافظ و نگهدارشون باشه
1